
امروز 26 بهمن 1400، روز پدر، در غیاب پدر قهرمان قصه های کودکیم، دلتنگ، سرگشته و حیران از بازی روزگار...! شاید داستان مهاجرت برای خیلی ها یک سفر باشد، برای خیلی ها زندگی، برای خیلی ها دستاورد و شاید هم هیچی جز یک تجربه! اما هر چه هست برای من پر از پیام های بزرگی بوده و هست.اینکه تو هشت یا نه سال مدوام به یک هدف بیندیشی، بخواهی بدستش آوری، تمام ذهنیت وجودی و احساسیت همانی باشد که پشت یک داستان برای خودت تصویر کرده ای و در ذهن کوچکت پرورش داده ای و آن تبدیل شده به یک باور! و این باور، بسیاری از تمامیت های این دنیای فانی را برایت پوچ و بی ارزش می کند.ولی به آرامی می فهمی، خیلی از برنامه ریزی ها، بایدها و شدن ها دست تو، تلاشهای تو، انرژی های تو، مثبت اندیشی های تو، دعاهای تو و حتی همه گام هایی که برایشان برداشته ای نیست. آرام آرام درک می کنی وقوع نهایی یک امر، زمان و مکان خاصی را می طلبد که خارج از کنترل توست!!و یک رمز پرمعنا همیشه ضرورت اصل ماجراست. برای هرکسی این رمز به نوعی تعبیر خواهد شد ولی برای من با یک جمله ساده که با اعماق وجود درکش کرده ام معنا پیدا می کرد. جمله ای که همه این سالها ملکه ذهن من بود و در بدترین و سخت ترین لحظات دردناکی که در یک قدمی
موفقیت، خالی از همه پشتوانه ها می شدم، شکست را کاملا تجربه می کردم ولی به من شوق برخاستن و حیات دوباره می داد. یک جمله فرای انگیزشی از چرچیل که می گوید :موفقیت،
رفتن از
شکستی' href='/last-search/?q=شکستی'>شکستی به شکستی
دیگر است بدون از دست دادن شور و اشتیاق!!خیلی از این جملات برای آدمها بی معناست، واقعا نمی شود یک دهه تلاش سخت را در یک صفحه جا داد. موفقیت از نگاه اکثر آدمها با شانس و یک تلاش یک شبه تصویر شده است. علی ایحال عشق صدای فاصله هاست ......
ما را در سایت عشق صدای فاصله هاست ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 18:17